بی کمپلکس

هذا مقام المستوحش الفرق...

بی کمپلکس

هذا مقام المستوحش الفرق...

از حال ما اگر پرسیده باشی...

يكشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۵:۱۳ ق.ظ

در زندگی همیشه کارهای نکرده و حرف های نزده ای هستند که با به خاطر آوردنشان رنج و دردِ زیادی نصیبت می شود...

.

.

پ.ن.١: من هر گز شب از روی پل نمی گذرم. این نتیجه ی عهدی ست که با خود بسته ام. آخر فکرش را بکنید که کسی خودش را در آب بیندازد. آن وقت از دو حال خارج نیست: یا شما برای نجاتش خود را در آب می افکنید و در فصل سرما به عواقب بسیار سخت دچار می شوید یا او را به حال خود وامی گذارید..شیرجه های نرفته گاهی کوفتگیهای عجیبی به جا می گذارد... سقوط، آلبر کامو...

پ.ن.٢: به یک سنی که می رسی اگر با خودت به اندازه ی کافی صادق بوده باشی دیگر دستت می آید که در چه زمینه هایی استعداد داری و در چه مواردی نه... از من اگر بپرسی این روزها فهمیده ام استعداد زیادی در ایجاد سوء تفاهم از رفتار و حرف هایم دارم! 

پ.ن.٣: گاهی اتفاقاتی می افتد که نمی فهمم کجای کار را اشتباه کرده ام تا دگر نکنم!

پ.ن.آخر: همیشه وقتی فکر کرده ام از این بدتر امکان ندارد که بشود بدترش را نشانم داده ای... خدایا شکرت...

۹۳/۰۲/۱۴
ف.ص